ترانه نجواها در سال 1358 توسط شهیار
قنبری سروده شد و زنده یاد فرهاد مهراد آن را اجرا کرد.ترانه سرا با اشاره به
اینکه آن چیزهایی که قابل رستن ، گفتن ، دیدن ، چیدن و خواندن هستند ، کم نیستند
خودش به عنوان ترانه سرا و به تبع آن آوازه خوان و ما به عنوان مخاطبان این
ترانه را به کم کاری متهم می کند و برای بیان این اتهامات به مثابه یک نقاش
ماهر تصویری از این کم کاریها را در برابر چشمان ما قرار میدهد و خودش و ما را در
مقطعی شبیه یک درخت پژمرده و خشک که کمرش خم شده است ، در زمانی به انسانی
در حال مرگ و در جایی به کسی که قدرت تشخیص سره از ناسره را ندارد ،
درمواردی به یک آدم ترسو و بزدل و در لحظاتی به یک فرد بهت زده تشبیه می کند و در
ادامه با تاکید بر افعال صورت نگرفته قبلی از سوی خودش و ما اتهام آخر را
کوبنده تر بیان می کند که وقتی فریاد به اوج خودش رسیده و گوش فلک را پر
کرده است به خوابی سنگین زمستانی خود فرو رفته ایم. اما شهیار قنبری علارغم این
انتقادهای واقع بینانه به آرمانها و آرزوهایش که به درستی فکر می کند
مشترک بین همه انسانهاست پشت پا نمی زند وبراهمیت حضور و مقاومت و پایداری تکیه می
کند که حتی اگر ما در حال حاضر آن طور که باید برای رسیدن به این آرمانها و
آرزوها تلاش نکرده ایم اما باید در عرصه های مختلف زندگی اجتماعی خود به
اندازه ما بخوانیم ببینیم ، بچنیم ، بگوییم و بروییم و نباید در این
حالت پژمردگی و هذیان و بی صدایی باقی بمانیم که برای رهایی از گرفتاریها و معضلات
پیش رو و فرار از روزمرگی باید باهم بودن را تجربه کنیم و این حق طبیعی ما به
عنوان یک انسان است که در تعیین سرنوشت خودمان دخیل باشیم. در نهایت به نظر می رسد
دلیل این که ترانه با این جمله به پایان می پذیرد که ((گفتنی ها کم نیست))
اشاره بر خصلت منتقد بودن سراینده این ترانه دارد که اگر باز هم سکوت
کنید و از خواب زمستانی بیدار نشوید من به عنوان یک وجدان بیدار با ابزاری به
نام ترانه حی و حاضر نشسته ام و انگشت بیداری را به سوی شما نشانه می گیرم.
* از
کتاب دریا در من که به گفته ترانه سرا آنقدر با جرح و تعدیل در ایران به چاپ
رسیده که بهتر است نام کتاب حوض در من!! باشد.
منبع :http://www.ahimsa.blogfa.com/post-3.aspx
لینک دانلود (حتما بشنوید)
رستنی ها کم نیست
من وتو کم بودیم
خشک پژمرده تا روی زمین خم بودیم
گفتنی ها کم نیست
من وتو کم گفتیم
مثل هذیان دم مرگ از آغاز
چنین درهم وبرهم گفتیم
دیدنی ها کم نیست
من و تو کم دیدیم
بی سبب از پاییز
جای میلاد اقاقی ها را پرسیدیم
چیدنی ها کم نیست
من وتو کم چیدیم
وقت گل دادن عشق روی دار قالی
بی سبب حتی پرتاب گل سرخی را ترسیدیم
خواندنی ها کم نیست
من وتو کم خواندیم
من وتو ساده ترین شکل سرودن را
در معبر باد با دهانی بسته واماندیم
من و تو کم خواندیم
من وتو واماندیم
منو تو کم دیدیم
من و کم چیدیم
من وتو کم گفتیم
وقت بیداری ی فریاد
چه سنگین خفتیم
من وتو کم بویدم
من وتو اما در میدان ها
آنک اندازه ما می خوانیم
ما به اندازه ما میبینیم
ما به اندازه ما می چینیم
ما به اندازه ما می گوییم
ما به اندزاه ما می روییم
من و تو کم نه که باید شب بی رحم و گل
مریم و بیداری شبنم باشیم
من وتو خم نه و درهم نه و کم هم نه که
می باید با هم باشیم
من و تو حق داریم در شب این جنبش
نبض آدم باشیم
من وتو حق داریم
که به اندازه ماهم شده
باهم باشیم
گفنتی ها کم نیست....
قنبری سروده شد و زنده یاد فرهاد مهراد آن را اجرا کرد.ترانه سرا با اشاره به
اینکه آن چیزهایی که قابل رستن ، گفتن ، دیدن ، چیدن و خواندن هستند ، کم نیستند
خودش به عنوان ترانه سرا و به تبع آن آوازه خوان و ما به عنوان مخاطبان این
ترانه را به کم کاری متهم می کند و برای بیان این اتهامات به مثابه یک نقاش
ماهر تصویری از این کم کاریها را در برابر چشمان ما قرار میدهد و خودش و ما را در
مقطعی شبیه یک درخت پژمرده و خشک که کمرش خم شده است ، در زمانی به انسانی
در حال مرگ و در جایی به کسی که قدرت تشخیص سره از ناسره را ندارد ،
درمواردی به یک آدم ترسو و بزدل و در لحظاتی به یک فرد بهت زده تشبیه می کند و در
ادامه با تاکید بر افعال صورت نگرفته قبلی از سوی خودش و ما اتهام آخر را
کوبنده تر بیان می کند که وقتی فریاد به اوج خودش رسیده و گوش فلک را پر
کرده است به خوابی سنگین زمستانی خود فرو رفته ایم. اما شهیار قنبری علارغم این
انتقادهای واقع بینانه به آرمانها و آرزوهایش که به درستی فکر می کند
مشترک بین همه انسانهاست پشت پا نمی زند وبراهمیت حضور و مقاومت و پایداری تکیه می
کند که حتی اگر ما در حال حاضر آن طور که باید برای رسیدن به این آرمانها و
آرزوها تلاش نکرده ایم اما باید در عرصه های مختلف زندگی اجتماعی خود به
اندازه ما بخوانیم ببینیم ، بچنیم ، بگوییم و بروییم و نباید در این
حالت پژمردگی و هذیان و بی صدایی باقی بمانیم که برای رهایی از گرفتاریها و معضلات
پیش رو و فرار از روزمرگی باید باهم بودن را تجربه کنیم و این حق طبیعی ما به
عنوان یک انسان است که در تعیین سرنوشت خودمان دخیل باشیم. در نهایت به نظر می رسد
دلیل این که ترانه با این جمله به پایان می پذیرد که ((گفتنی ها کم نیست))
اشاره بر خصلت منتقد بودن سراینده این ترانه دارد که اگر باز هم سکوت
کنید و از خواب زمستانی بیدار نشوید من به عنوان یک وجدان بیدار با ابزاری به
نام ترانه حی و حاضر نشسته ام و انگشت بیداری را به سوی شما نشانه می گیرم.
* از
کتاب دریا در من که به گفته ترانه سرا آنقدر با جرح و تعدیل در ایران به چاپ
رسیده که بهتر است نام کتاب حوض در من!! باشد.
منبع :http://www.ahimsa.blogfa.com/post-3.aspx
لینک دانلود (حتما بشنوید)
رستنی ها کم نیست
من وتو کم بودیم
خشک پژمرده تا روی زمین خم بودیم
گفتنی ها کم نیست
من وتو کم گفتیم
مثل هذیان دم مرگ از آغاز
چنین درهم وبرهم گفتیم
دیدنی ها کم نیست
من و تو کم دیدیم
بی سبب از پاییز
جای میلاد اقاقی ها را پرسیدیم
چیدنی ها کم نیست
من وتو کم چیدیم
وقت گل دادن عشق روی دار قالی
بی سبب حتی پرتاب گل سرخی را ترسیدیم
خواندنی ها کم نیست
من وتو کم خواندیم
من وتو ساده ترین شکل سرودن را
در معبر باد با دهانی بسته واماندیم
من و تو کم خواندیم
من وتو واماندیم
منو تو کم دیدیم
من و کم چیدیم
من وتو کم گفتیم
وقت بیداری ی فریاد
چه سنگین خفتیم
من وتو کم بویدم
من وتو اما در میدان ها
آنک اندازه ما می خوانیم
ما به اندازه ما میبینیم
ما به اندازه ما می چینیم
ما به اندازه ما می گوییم
ما به اندزاه ما می روییم
من و تو کم نه که باید شب بی رحم و گل
مریم و بیداری شبنم باشیم
من وتو خم نه و درهم نه و کم هم نه که
می باید با هم باشیم
من و تو حق داریم در شب این جنبش
نبض آدم باشیم
من وتو حق داریم
که به اندازه ماهم شده
باهم باشیم
گفنتی ها کم نیست....
اين مطلب آخرين بار توسط Admin در 8/18/2009, 11:46 pm ، و در مجموع 1 بار ويرايش شده است.






» کمی لبخند !
» لطفا بدون داد زدن وارد شوید!!!!!!!!
» تخته آبي (9)
» رنگ هاي رفته دنيا
» گشت ارشاد وديگر هيچ
» باد به صحرا زده از بوی تو دیوانه است
» عجیب ترین ها در دنیا
» اقدامات آمريکا مخوف... آب بازي(پاشي)...
» عجيب ترين جانوران زمين
» آيا ميدانيد و دانستني هاي جالب
» پيام هاي مهرباني ( تولدت م ب ا ر ک .. )
» ادامه...!!!
» در مورد رژيم گياهخواري چه مي دانيد ؟
» مشاعره
» چرا حال من بد است؟؟؟؟
» مطالبي خواندني از عجيب و غريب ترين مردان دنيا
» استتار
» زن ، مرد ، غذا .. !
» عشق به کنکور